بهنظرم آن گفتوگوی کوتاه، بیانیهای غنی از معارف و آموزههای شیعی و ایرانی است و آن مادر، آنها را زیسته است.
به این میاندیشم که چگونه در این زمانه، چنین پدیدهای امکان ظهور مییابد؟ در زمانهای که مخوفترین افعال انسانی چون نسلکشی ملتی بیقدرت، بردگی جنسی اطفال و جنگهای غیرقانونی ابرقدرت دنیا به امور روزمره و طبیعی بدل شده، چگونه بستر لطیف «مادرانگی» میتواند زمینهساز الوهی شدن دوباره انسان شود؟ و نیز چگونه «مادر» میتواند سیر انفسی به کربلا و شبیه شدن به حضرت زینب(س) را میسر سازد؟ همچنین چگونه «تفسیر مادرانه» از این جهان میتواند همنشینی عشق، ایمان، پرچم، هویت، تشیع، ایران، فرمانده، قدرت را ممکن سازد؟ و اساسا مادرانگی چگونه بستر تولید قدرت ملی برای یک کشور میشود؟ بهنظرم پاسخگویی به این پرسشها تنها با رجوع به جهاننگری شیعه ایرانی امکانپذیر است. زیرا این پدیده تنها در این جهاننگری بوده که بروز یافته.
در عرفان ایرانی، مادر بهدلیل کیفیت وجودیاش صاحب موقعیت ممتاز است نه تنها بهدلیل نسب و زیستشناسی. در ایران قبل از اسلام مفهوم اسپندارمزد از طریق ویژگیهای مادرانه چون مهر، بخشش و آفرینش معنا مییافت و بهمثابه مادرزمین فهم میشد و در ایران بعد از اسلام نیز مادرانگی صرفا حمل جنین و پرورش او بعد از پا گذاردن در این عالم محترم نبود بلکه چون وجود مادر محمل انفاس قدسیه حضرت حق بود، او صاحب مقام معنوی برشمرده میشد. در بدن مادر است که انسان صاحب روح شده و روح بر او دمیده میشود. پس مادر واسطه قوس نزول انسان است.
حق مادر بعد از آن شدکآن کریم/ کرد او را از جنین تو غریم
صورتی کردت درون جسم او/ داد در حملش ورا آرام و خو
سپس همان مادر روح زمینی شده او را چنان میپرورد که «احسن تقویم» شود و هنگامیکه او به مقام شهادت میرسد، قوس صعود رخ میدهد. این تن برای او چون زندان میشود و به وطن اصیل خویش عالم انوار باز میشود و مقرب نورالانوار میگردد. بهواقع مادر مقامی است که یاریگر سفر روح انسان از نیستی و ظلمت به نور و شهادت میشود.
همواره به پژوهشهای مرتبط با مطالعات زنان و جنسیت بیعلاقه بودهام. وجوه مشترک انسانی بین زن و مرد را بسیار بیشتر از تفاوتهایشان میدانستم، اساسا قرار گرفتن زن بهعنوان ابژه تحقیق را نیز وهن زن میدیدم. اما آن بانوی رحیمه به من آموخت که اساسا اینجا بحث تفاوت تمایز میان زن و مرد و نیز تشخص بر مبنای جنسیت مطرح نیست بلکه مسأله یکتایی موقعیت مادر شهید است. مادر شهید، مادر زمین است که روح الهی دمیده شده در کالبد انسانی را چونان امانتی در بطن خود دریافت میکند و سپس آن را چنان میپروراند که انسانی متعالی، کمال خود را در حفظ خاک و فدا شدن برای آن میبیند. بعد از این تعالی است که او به ملکوت اعلی میپیوندد و به مقام شهادت میرسد و مادر شهید، اینچنین امانت الهی یا همان روح را به صاحب اصلی آن یعنی ذات حضرت حق تحویل میدهد. چنین مادرانگی دیگر صرفا موضوع مطالعه نیست بلکه خود او صاحب عاملیت تاریخی است.